به راستی چه چیزی مانع از این می شود که برخی از افراد نتوانند از کلاسهای حضوری و آموزشگاه زبان بهره گیرند. آیا تمامی راه های یادگیری زبان به شرکت در کلاس زبان ختم می شود ؟

یادگیری زبان انگلیسی به عنوان پرکاربردترین زبان دنیا برای توسعه فردی، حرفه ای و کار آکادمیک لازم و ضروری می باشد. در این میان روش های مختلفی(علمی و غیر علمی) برای یادگیری زبان انگلیسی مطرح شده و هر از گاهی هم یک روش جدید مطرح گردیده و…  ولی خیلی از این روشها به واقعیت قضیه و جنبه علمی آن توجه نکردند. منابع یادگیری در حوزه زبان متنوع و هرفردی هم یکی از این روش ها را بهترین روش میداند. اما باید دقت داشته باشیم هیچ کس جز خود ما نمیتواند بهترین روش مناسب برای یادگیری زبان انگلیسی متناسب باشخصیت ما پیدا کند. یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم و به طور کلی فرآیند یادگیری یک فرآیند کاملا وابسته به شخصیت افراد هست. در صورتی که روش متناسب با تیپ شخصیتی فرد دنبال نشود فرد به تدریج اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. آزمون MBTI آزمون معتبری است که افراد را در 16 تیپ شخصیتی بر چهار محور درون گرا/برون گرا، حسی/شمٌی، متفکر/احساسی و ادراکی/قضاوتی بودن تقسیم می کند.

در این نوشتار هدف و تمرکز ما روی محور اول یعنی درونگرا و برونگرا به عنوان یک فاکتور احتمالی تاثیرگذار در یادگیری زبان می باشد. درونگراها کمتر تمایل به حضور در جمع دارند و انرژی خود را از درون خود میگیرند در حالی که برونگراها انرژی خود را در تعامل با دیگران و محیط به دست میاورند.

متاسفانه کلاس­های حضوری زبان برای افراد برونگرا طراحی شده است به گونه ای که یک فرد درونگرا دو گزینه بیشتر پیش رو ندارد یا باید سعی کند به سمت برونگرایی و تظاهر این ویژگی برود و در بحث ها و مکالمات شرکت کند که مسلما از انجام این کار لذت نمیبرد یا در حالت دوم به تدریج از کلاس طرد و حذف می شود. کلاس های حضوری زبان انگلیسی موجود با ایجاد فضایی برای مکالمه، صحبت و تعامل فرد زبان آموز برونگرا با افراد دیگر ، زمینه رشد و ارتقا افراد برونگرا را فراهم می کنند. در ادامه به مرور چند ویژگی این دو دسته در یادگیری زبان انگلیسی میپردازیم:

 یک فرد برونگرا معمولا درباره داستان های شخصی خود صحبت می کند. به عنوان مثال در صورتی که از یک فرد برونگرا بخواهیم که یک جمله با کلمه jump بسازد جمله زیر را میسازذ

My brother jumps over the car.

و یک درونگرا معلوما از حروف تعریف a و the  استفاده می کند.

The boy jumps over the car.

درونگراها لغات غیرفعال زیادی دارند به این معنا که لغات زیادی را می دانند ولی نمی توانند در مکالمات خود به کار ببرند اما برونگراها لغات غیرفعال کم و لغات فعال بالایی دارند.

برونگراها همواره به دنبال فرصتی برای صحبت کردن و سخنرانی میگردند لذا روش های یادگیری زبان مبتنی بر مکالمه میتواند برای این افراد موثر واقع شود. برونگراها از اشتباه کردن در سخنرانی یا به کاربردن کلمات نمیترسند به عبارتی ریسک پذیری آن ها بالاتر است. برونگراها بیشتر روی معنای جملاتی که بیان می کنند توجه دارند در حالی که یک درونگرا روی فرم کلمات(لغات، گرامر و تلفظ) بیشتر متمرکز می شود.  یک فرد برونگرا علاقمند به صحبت و مشارکت در بیشتر موضوعات می باشد ولی یک فرد درونگرا بنا به میزان درونگراییش صرفا در موضوعاتی که علاقمند باشد ممکن است در بحث و گفت و گو مشارکت کند. درونگراها کمتر تمایل به صحبت کردن دارند که به تدریج اعتماد به نفس آن ها را کاهش میدهد و به دنبال آن انگیزه فرد درونگرا در یادگیری زبان انگلیسی تقلیل میباید. برونگراها حتی میتوانند در خیابان! هم بیاموزند آن ها در حین صحبت کردن فکر می کنند و یاد میگیرند. این افراد می توانند در تعامل با محیط پیرامون بیاموزند و با صحبت کردن با دیگران مهارت سخنرانی یا … افزایش دهند شاید حضور در یک محیط انگلیسی زبان برای این فرد بسیار موثرتر نسبت به حضور یک فرد درونگرا در آن محیط باشد. با توجه به علاقه ای که این افرد به صحبت کردن و گفت و گو دارند استفاده از این روش برای یادگیری زبان همراه با لذت و سرعت بیشتری خواهد بود. از طرف دیگر، درونگراها روش هایی که بتوانند به صورت تنها مطالعه کنند را بیشتر ترجیح می دهند که این روش ها به سمت کتاب، ویدیو، پادکست و… خواهد رفت. این دسته از افراد باید توجه داشته باشند که مهارت اسپیکینگ را فراموش نکنند .

شاید مناسب نباشد که به هر فردی ابتدا توصیه کنیم که بلافاصله یادگیری زبان خود را با صحبت کردن و مکالمه شروع کند. فرد درونگرا بهتر است ابتدا بخواند، بعد بنویسد و سپس صحبت کند. شاید مدت زمانی که طول می کشد فرد درونگرا بتواند مهارت کافی در سخنرانی پیدا کند طولانی تر از یک فرد برونگرا باشد.

کتاب خواندن، یادگیری از طریق فایل های صوتی، یادگیری از طریق کلاس های مجازی یا از طریق نرم افزارها روش چندان مناسبی برای افراد برونگرا نیست و شرکت در کلاس های مکالمه، یادگیری در تعامل با محیط روش های مناسبتر و موثرتری هستند. درونگراها میتوانند از طزیق صحبت با خود و در مرحله بعد صحبت کردن با یک دوست دقت کنید( یک دوست نه بیشتر!! ) مهارت زبان خود را افزایش دهند اما روش هایی که برای این افراد چندان جالب به نظر نمیرسد شرکت در کلاس های بزرگ ، شرکت در بازی های تعاملی برای یادگیری زبان انگلیسی می باشد.

فارغ از آن که درونگرا باشیم یا برونگرا، توجه به نوع شخصیت در میزان موفقیت ما در یادگیری زبان موثر است. بنابراین هدف این نوشتار توجه به تاثیر تیپ شخصیتی روی نحوه و روش یادگیزی زبان انگلیسی بود. روش مناسب برای این دو دسته یا اساسا برای هر فردی متفاوت است و نمی توان نسخه خاصی برای همه پیچید. لذا هر شخصی باید با بررسی روش های مختلف و شناخت شخصیت خود ترکیبی از روش ها که متناسب با شخصیت و فرآیند یادگیری در او هست، انتخاب کند. در آخر فراموش نکنیم جدا از بحث هایی که در این نوشتار شد یادگیری زبان به علاقه، هدف و مدت زمانی که برای یادگیری زبان اختصاص می دهیم وابسته است.